تاريخ : سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۱ | 13:51 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن
انواع مشکلات خواندن و راهکارهاي درماني:


۱- آينه خواني يا وارونه خواني

رشد ناکافي حرکات چشم، تدريس و آموزش نامناسب،  تند خواني، عدم توجه وبي دقتي و در موارد خيلي شديد، اختلال در سيستم عصبي از جمله دلايل بروز اين مشکل مي باشد. به منظور درمان، ضمن تاکيد به خواندن متون از راست به چپ، مي توانيد کلمه يا جمله اي  را با انگشت يا کارت بپوشانيد و از دانش آموز بخواهيد به تدريج قسمتي از کلمه يا جمله را که دستتان از روي آن برداشته مي شود، را بخواند. ضمنا کشيدن خط زير کلمه يا جمله، کشيدن فلش از راست به چپ زير کلماتي که کودک در خواندن آنها مشکل دارد، تعقيب حروف با انگشتان، استفاده از تخته مغناطيسي و حروف برجسته مفيد مي باشد.


حذف کردن کلمات يا حروف (جاگذاري )

دلايل عمده بروز اين مشکل عدم شناخت کلمه، ناتواني در تلفظ صحيح کلمه از طريق تجزيه صداها و همچنين عادات نادرست خواندن مي باشد. براي درمان بايد توجه دانش آموز را به کلمه اي که حذف کرده جلب نمود و از او خواست به همراه ساير دانش آموزان متن را بخواند. استفاده از کاغذ راهنما (فلش) و يا گذاشتن انگشت زيرکلمه به روان خواني اوکمک مي کند.


۳- جايگزين کردن يک کلمه به جاي کلمه ديگر (تغيير افعال به ميل خود)

بي دقتي و عدم شناخت کلمه (يعني کلماتي که با معني جمله مطابقت ندارد) باعث بروز اين مشکل در خواندن  مي شود.
اگر بروز مشکل ناشي از بي دقتي باشد، بايد توجه کودک را به کلمه جايگزين جلب نمود و از او خواست متن را همراه با ساير دانش آموزان بخواند. ضبط صداي کودک هنگام خواندن و سپس گوش دادن او به صداي خودش به وي کمک خواهد کرد.
جايگزيني ناشي از شناخت کلمه را با استفاده از درست کردن کارت لغاتي که کودک در خواندن آنها دچار اشکال است و  همچنين تاکيد روي بخش و صداکشي مي توان درمان نمود.


۴- تکرار کلمه يا عبارت

سه دليل اصلي بروز اين مشکل عدم شناخت کلمه، ناتواني در ترکيب صداها و عادات نادرست هنگام خواندن مي باشد.
بايد توجه دانش آموز را به کلمه يا عبارت تکراري جلب نموده و  از وي خواسته شود متن درس را با ديگران بخواند.
ضمنا به او تاکيد شود تا قبل از خواندن متن، آن را براي خود مطالعه نمايد. در ابتدا مطلب آسان تر در اختيارش  قرار گيرد و با پيشرفت  او، متن مشکل تر شود.


  ۵- اضافه کردن کلمات به جمله

اشکال در درک مطلب و بي توجهي به متن از دلايل بروز اين مشکل مي باشد.
افزايش گنجينه لغات،  استفاده از کلمات هم خانواده،  شرح تصاوير کتاب توسط معلم و دانش آموز، پيدا کردن اصل مطلب در متن، بحث و گفت و گو در مورد مطلب يا داستان قبل از خواندن آن و خواندن متن همراه با ساير دانش آموزان  از روش هاي درمان مي باشد.  
در پايا ن  از مباحث مطرح شده مي توان نتيجه گرفت که براي تقويت مهارت خواندن در دانش آموزان تنها معلم و مدرسه دخيل نمي باشند، بلکه براي اين امر مهم ، علاوه بر نقش کليدي معلمان در مدارس، خانواده و رسانه هاي ديداري و شنيداري جامعه نيز، نقش مهمي را بر عهده خواهند داشت . خانواده با مهيا کردن محيطي فرهنگي در خانه، چه قبل از دبستان و چه در حين تحصيل  و رسانه ها خصوصا تلويزيون  با ارائه برنامه هاي آموزشي متناسب با روحيه کودکان ، نقش بسيار مهمي را در اين زمينه ايفا مي کنند .

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن


موضوعات مرتبط: روان شناسی کودکان و نوجوانان

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۴ | 12:48 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

علل بی انضباطی دانش‌آموزان:

بروز رفتارهایی از دانش‌آموزان كه انضباط كلاس را مختل می‌كند تنها

به معلم، كلاس درس مربوط نیست بلكه علل دیگری نیز نظیر عوامل

آموزشگاهی، خانوادگی، اجتماعی وجود دارند كه به طور مستقیم

یا غیرمستقیم زمینه را برای رفتارهای مخرب دانش‌آموزان

 فراهم می‌كنند.

 

این عوامل را می‌توان به مواد زیر تقسیم بندی كرد:

 

 الف :علل مربوط به دانش آموزان

 گاهی علل بی نظمی در كلاس ناشی از خود دانش‌آموزان است مانند:

۱. ناراحتی‌های جسمی، روحی و روانی   

۲. نداشتن علاقه و انگیزه

۳. سردرگم بودن و بی‌توجهی به انتظارات معلم و كلاس

۴. نداشتن برنامه‌ی شخصی مطالعه

۵. كم خوابی و خستگی مفرط         

۶. انجام ندادن تكالیف خود

۷. تغذیه نامناسب 

۸. ناامیدی به آینده

۹.استقلال طلبی و مقابله با اقتدار معلم 

 ب)علل مربوط به معلم:

۱. فقدان آمادگی جسمی ، روحی و روانی معلم     

۲. نامناسب بودن وضعیت ظاهری معلم

 ۳. نا آگاهی از روش‌های جدید تدریس واستفاده از روش‌های سنتی

 ۴. بی علاقگی به شغل معلمی                       

 ۵. ناتوانی در بر قراری ارتباط مطلوب با دانش‌آموزان

 ۶. تبعیض گذاشتن بین دانش‌آموزان               

 ۷.نا مناسب و نا رسا بودن صدای معلم

  ۸ . نداشتن طرح درس                                         

 ۹. بی‌توجهی به دانش‌آموزان 

۱۰. فعال بودن معلم و منفعل بودن دانش‌آموزان 

 ۱۱. استفاده نامناسب از تشویق و تنبیه

 ۱۲. بی‌حوصلگی و نداشتن صبر و سعه صدر     

 ۱۳. بی نظمی معلم ( دیرآمدن به كلاس و ترك كردن زود هنگام آن)

 ۱۴. تسلط نداشتن به موضوع مورد یادگیری   

 ۱۵. بی‌توجهی به مسایل و مشكلات دانش‌آموزان

 ۱۶. مبهم بودن توقعات و انتظارات معلم

 ۱۷. بروز رفتارها و حركات نامنظم دركلاس

 ۱۸ . تحقیر و تمسخر دانش‌آموزان

 ۱۹. نداشتن روحیه‌ی انتقاد پذیری و خودداری از پاسخ‌گویی به سوالات دانش‌آموزان

 ۲۰. ناآگاهی از روش‌های اصلاح رفتار

۲۱. علاوه بر این ها شخصیت معلم نیز ممكن است نقش عمده‌ای در بی‌نظمی و یا برقراری نظم و انضباط كلاس داشته باشد،چنانچه برخی روانشناسان معتقداٌ در جایی كه دانش‌آموزان معلم خود را از صمیم قلب دوست داشته باشند بی انضباطی وجود نخواهد داشت.


موضوعات مرتبط: روان شناسی کودکان و نوجوانان

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۴ | 12:43 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

 

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

 ما از فرزندان خود انتظار داریم انسان های

 

مسئول ، متوجه ، متعهد و پرمهری باشند در

 

 حالی كه نمونه های صحیحی در اختیار آنها

 

 قرار نمی دهیم . كودكان آنچه می بینند یاد

 

 می گیرند و به آن عمل می كنند .

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا ، پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۴ | 12:38 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

 روش ضرب به کمک کشیدن خط های افقی و عمودی  

به ضرب زیر نگاه کنید اولین عدد 2 می باشد پس 2 خط افقی میکشم

 عدد بعدی ما 3 می باشد در نتیجه 3 خط عمودی رسم می کنیم به طوری که خط های موازی را قطع کنن

حالا نقاط تقاطع بدست آمده  را  شمارش کرده  تا حاصل ضرب به دست بیایید

http://s5.picofile.com/file/8153093700/zzzzzarb111.jpg


موضوعات مرتبط: سوالات امتحانی کلاس پنجم ، نمونه سوالات کلاس دوم ابتدایی ، نمونه سوالات کلاس ششم ابتدایی ، پایه ی چهارم ابتدایی ، نمونه سوالات کلاس اول ابتدایی ، نمونه سوالات کلاس سوم اتدایی ، نمونه سوالات پایه ی هفتم

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۴ | 12:34 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
 غنچه ی نسترن رقابت نمی کند ،غنچه ی نسترن رقابت می آفریند

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

مهد کودک و پیش دبستانی 2 ستاره ی غنچه ی نسترن بادرود

ثبت نام می کند

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

انگار همین دیروز بود...

جشن آغاز مهرماه...

جشن غنچه ها...

اجرای برنامه مربیان عزیزمان...

با هم یکی شدنمان را ...

خنده ها و شادی هایمان، دوستی هایمان را...

گفتن رازهایمان به یک دیگر

نقاشی کردنمان را... اردوهایمان ...

و همه را در آلبوم خاطرات کودکی ام تو حک کردی

تو غنچه ی نسترن  عزیز من...

با هم به پایان راهی که با هم آغاز کرده بودیم نزدیک شدیم...

صدای ضربان قلبت را احساس می کردم پر تپش...

و تو آماده بودی ، آماده ی بدرقه ی من و تمام دوستان همسفرم ...

و در جشن خداحافظی امسال مثال هرسال برایمان سنگ تمام

گذاشتی ...

با تو به بالندگی رسیدم ... به اوج بی نهایت بودنم

همه را مدیون تو هستم ای نازنین بهشت کوچک من.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

ثبت نام در مرکز پیش دبستانی غنچه ی نسترن بادرود شروع شد

اولیای عزیز می توانند جهت ثبت و کسب اطلاعات بیشتر با شماره های زیر تماس بگیرند :

شماره ی تماس : 2142  5434

شماره ی تماس :  4253 5840

یا به ادرس : خیابان شهید منتظری - مهدکودک غنچه ی نسترن ( فنی حرفه ای سابق )

به صورت حضوری ثبت نام کنند .

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 ویژگی های برتر مرکز پیش دبستانی غنچه ی نسترن :

1) شنبه تا 5 شنبه : ساعت شروع کار 7 صبح الی 14

2) محاسبه ی شهریه ی نو اموزان به صورت روز شمار

3) ثبت نام بدون اخذ هر گونه چک و سفته و یا وجه نقد به عنوان پیش پرداخت

4) هیچگونه مبلغی (حتی 1 ریال ) به عنوان کمک به مهد کودک و یا تجهیزات مهد کودک

و یا عناوین مختلف از اولیا اخذ نمی شود . 



تاريخ : سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ | 10:30 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

 داستان خنده دار آسانسور (کمی بخندید ) 

             

روزی ، یک پدر روستایی با پسر پانزده اش ساله اش وارد یک مرکز تجاری میشوند. پسر متوجه دو دیوار براق نقره‌ای رنگ می شود که بشکل کشویی از هم جدا شدند و دو باره بهم چسبیدند، از پدر می پرسد، این چیست؟ پدر که تا بحال در عمرش آسانسور ندیده است، می گوید: پسرم، من تا کنون چنین چیزی ندیده ام.

در همین موقع آنها زنی بسیار چاق را می بینند که با صندلی چرخدارش به آن دیوار نقره‌ای نزدیک شد و با انگشتش چیزی را روی دیوار فشار داد و دیوار براق از میان جدا شد و آن زن خود را بزحمت وارد اتاقکی کرد. دیوار بسته شد و پدر و پسر هر دو چشمشان به شماره هائی بر بالای آسانسور افتاد که از یک شروع و بتدریج تا سی‌ رفت، هر دو خیلی‌ متعجب تماشا میکردند که ناگهان دیدند شماره‌ها بطور معکوس و بسرعت کم شدند تا رسید به یک، در این وقت دیوار نقره‌ای باز شد و آنها حیرت زده دیدند دختـر خانمی مو طلایی و بسیار زیبا و ظریف ، با طنازی از آن اتاقک خارج شد.

پدر در حالی که نمی توانست چشم از آن دختر بردارد، رو به پسرش کرد و گفت: پسرم ، زود برو مادرت را بیاور اینجا !!!


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ | 10:26 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
 چرا انقدر نگرانيد؟ ...!!! 

 
 
                   فقط دو چيز وجود داره كه نگرانش باشی :
اینکه سالمی یا مریض .
اگر سالم هستی، ديگه چيزی نمونده كه نگرانش باشی؛
اما اگه مريضی، فقط دو چيز وجود داره كه نگرانش باشی:
اينكه دست آخر خوب میشی يا میميری. 
اگه خوب شدی كه ديگه چيزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛
اما اگه بميری، دو چيز وجود داره كه نگرانش باشی:
اينكه به بهشت بری يا به جهنم. اگر به بهشت بری، چيزی برای نگرانی وجود نداره؛ ولی اگه به جهنم بری، اون قدر مشغول احوالپرسی با دوستان قديمی می شی كه وقتی برای نگرانی نداری پس ............

 
 

 در واقع هيچ وقت  هيچ چيز  برای نگرانی وجود نداره 

موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ | 10:22 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

حکایت زیبای پیر مرد تهی دست

   

 
حکایت زیبای پیر مرد تهی دست
  پیرمرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد. از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد :
ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.
پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت:
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!
پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است! پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخش نمود...
نتیجه گیری مولانا از بیان این حکایت:‌
تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه

موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ | 10:19 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

الهی ...

دردهایی هست که نمیتوان گفت و

گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم آن نیست.

الهی ...

اشکهایی هست که با هیچ دوستی نمیتوان ریخت و

زخم هایی هست که هیچ مرهمی آنرا التیام نمی بخشد و

تنهایی هایی هست که هیچ جمعی آنرا پر نمی کند.

الهی ...

پرسش هایی هست که جز تو کسی قادر به پاسخ دادنش نیست و

درهایی هست که جز تو کسی آنرا نمی گشاید و

قصدهایی هست که جز به توفیق تو میسر نمی شود.

الهی ...

 تلاش هایی هست که جز به مدد تو ثمر نمی بخشد و

تغییراتی هست که جز به تقدیر تو ممکن نیست و

دعاهایی هست که جز به آمین تو اجابت نمی شود.

الهی ...

قدم های گمشده ای دارم که تنها هدایتگرش تویی و

به آزمون های دچارم که اگر دستم نگیری و مرا به آنها محک بزنی شرمنده خواهم شد.

الهی ...

با این همه باکی نیست!!!

زیرا من همچو تویی دارم ...

تویی که همانندی نداری و رحمتت را هیچ مرزی نیست. 


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : چهارشنبه سوم تیر ۱۳۹۴ | 9:23 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

(( روز بهشت زمین ))

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

روزی که مردم بفهمند:
هیچ چیز عیب نیست ،جز قضاوت و مسخره کردن دیگران!
هیچ چیز گناه نیست، جز حق الناس!
هیچ چیز ثواب نیست، جز خدمت به دیگران!
هیچ کس اسطوره نیست، الا در مهربانی و انسانیت!
هیچ دینی، با ارزشتر از انسانیت نیست!
هیچ چیز جاودانه نمی ماند، جز عشق!
هیچ چیز ماندگار نیست، جز خوبی و بدی
هیچ سعادتی بالاتر از آگاهی نیست!
هیچ دشمنی خطرناکتر از جهل نیست!
و همه چیز زیباست جز صفات زشت!
زمین تبدیل می شود به بهشتی سراسر عشق و مهربانی....!!!
به امید آن روز...



تاريخ : یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 6:48 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  پاورپوینت تمام دروس علوم ششم 


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


درس اول : زنگ علوم



درس دوم : سر گذشت دفتر من

درس سوم : کارخانه ی کاغذ سازی

 

درس چهارم : سفر به اعماق زمین

درس پنجم : زمین پویا

درس ششم : ورزش و نیرو ( 1 )

درس هفتم : ورزش و نیرو ( 2 )

درس هشتم : می خواهم بسازم

درس نهم : سفر انرژی

درس دهم : خیلی کوچک ، خیلی بزرگ

درس یازدهم : شگفتی های برگ

درس دوازدهم : جنگل برای کیست ؟

درس سیزدهم : سالم بمانیم

درس چهاردهم : از گذشته تا آینده

 



تاريخ : پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:2 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
لم

 

صبح یک روز سرد پاییزی
روزی از روزهای اول سال
بچه ها در کلاس جنگل سبز
جمع بودند دور هم خوشحال

بچه ها غرق گفتگو بودند
بازهم در کلاس غوغا بود
هریکی برگ کوچکی در دست! 
باز انگار زنگ انشا بود

تا معلم ز گرد راه رسید 
گفت با چهره ای پر از خنده
باز موضوع تازه ای داریم 
آرزوی شما در آینده

شبنم از روی برگ گل برخاست 
گفت می خواهم آفتاب شوم
ذره ذره به آسمان بروم 
ابر باشم دوباره آب شوم

دانه آرام بر زمین غلتید 
رفت و انشای کوچکش را خواند
گفت باغی بزرگ خواهم شد
تا ابد سبز سبز خواهم ماند

غنچه هم گفت گرچه دل تنگم 
مثل لبخند باز خواهم شد
با نسیم بهار و بلبل باغ 
گرم راز و نیاز خواهم شد

جوجه گنجشک گفت می خواهم 
فارغ از سنگ بچه ها باشم
روی هر شاخه جیک جیک کنم
در دل آسمان رها باشم

جوجه کوچک پرستو گفت:
کاش با باد رهسپار شوم
تا افق های دور کوچ کنم
باز پیغمبر بهار شوم

زنگ تفریح را که زنجره زد 
باز هم در کلاس غوغا شد
هر یک از بچه ها بسویی رفت
و معلم دوباره تنها شد

با خودش زیر لب چنین می گفت: 
آرزوهایتان چه رنگین است
کاش روزی به کام خود برسید! 
بچه ها آرزوی من این ست

قیصر امین پور

 



تاريخ : چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 10:51 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

مجموعه سوالات علوم پنجم درس به درس

بیش از 150 سوال از کل کتاب

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

برای دریافت سوالات روی تصویر زیر کلیک کنید:
                  
     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

2012121913401869_01



تاريخ : سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 7:45 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

 آزمون زیاضی ششم ابتدایی ( فصل 1 و  2 )  

طراح : عبداله وارسته

 

برای دانلود روی تصویر زیر کلیک کنید:

 


نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود.اکران فیلم شروع شد،شروع فیلم سقف یک اتاق دو دقیقه بعد
همچنان سقف اتاق, سه, چهار, پنج, ...,هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق! صدای همه در آمد.
اغلب حاضران سینما را ترک کردند, ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین و به جانباز قطع نخاع خوابیده
روی تخت رسید.
زیرنویس:
این تنها ۸ دقیقه از {زندگی }این جانباز بود و شما طاقت نداشتید...
 

آزمون زیاضی ششم ابتدایی ( فصل 3 و 4 و 5 )  

طراح : عبداله وارسته

 

برای دانلود روی تصویر زیر کلیک کنید:

 

 
 
 

 آزمون زیاضی ششم ابتدایی ( فصل 7 , 8 )  

طراح : عبداله وارسته

 

برای دانلود روی تصویر زیر کلیک کنید:

 

 
 


تاريخ : یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 7:49 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
 این است مردانگی 

   

او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشکیل داده بودند. روزى با هم نشسته بودند و گپ مى زدند. 
در حین صحبتهاشان گفتند: چرا ما همیشه با فقرا و آدمهایى معمولى سر و کار داریم و قوت لایموت آنها را از چنگشان بیرون مى آوریم؟! بیائید این بار خود را به خزانه سلطان بزنیم که تا آخر عمر برایمان بس باشد!!!!!!

البته دسترسى به خزانه سلطان هم کار آسانى نبود. آنها تمامى راهها و احتمالات ممکن را بررسى کردند، این کار مدتى فکر و ذکر آنها را مشغول کرده بود،تا سرانجام بهترین راه ممکن را پیدا کردند و خود را به خزانه رسانیدند.

ادامه ی داستان را در ادامه ی مطلب بخوانید :



تاريخ : شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 7:42 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

(( شخصیّت شناسی با انگشتان دست ))

 

 
 
 
اول شماره ی انگشت را انتخاب کنید
 
و بعد از ان برای مشاهده ی نوع شخصیّت به ادامه ی مطلب بروید


تاريخ : سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 7:18 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  زنگ انشا (( چگونه دانش آموزان انشا نویسی داشته باشیم ))  

          

برای دریافت مطلب روی تصویر زیر کلیک کنید :



تاريخ : جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 21:17 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  داستان زیبای بزرگی  

          

پسر ده ساله ای وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست.خدمتکار برای سفارش گرفتن به سراغش رفت. پسر پرسید : بستنی شکلاتی چند است؟خدمتکار گفت 50 سنت ، پسرک پول خردهایش را شمرد و بعد پرسید بستنی معمولی چند است؟ خدمتکار با توجه به اینکه تمام میزها پر شده بود و عده ای نیز بیرون کافی شاپ منتظر بودند با بی حوصلگی گفت 25 سنت .پسر گفت برای من بستنی معمولی بیاورید.خدمتکار یک بستنی آورد و صورتحساب را به پسرک داد و رفت.

پسر بستنی را تمام کرد و صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوق پرداخت کرد و رفت .هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت گریه اش گرفت ؛پسر بچه در روی میز در کنار بشقاب خالی 15 سنت انعام گذاشته بود در صورتیکه میتوانست یک بستنی شکلاتی بخرد!!

آری شکسپیر زیبا میگوید:

بعضی بزرگ زاده شده اند ؛

بعضی بزرگی را بدست می آورند ؛

و بعضی بزرگی را بی آنکه بخواهند دارند ...



تاريخ : جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 21:7 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  پاورپوینت (( دانستنی های علوم پنجم ))  

          

برای دریافت مطلب روی تصویر زیر کلیک کنید :

 




تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ | 22:49 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

عددی نیستند!!؟؟


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا ، پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ | 20:48 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
                            ارزش خود را بدانید...

سخنران مشهوری سمینار خود را با بالا بردن یک اسکناس 500 روپیه ای شروع کرد.

در سالنی که 200 نفر حصور داشتند سوال کرد "چه کسی مایل است این اسکناس را به او بدهم؟" همه دستها بالا رفتند. او گفت "قرار است این اسکناس را به یکی از شما بدهم ولی قبل از آن..." سپس شروع به مچاله کردن اسکناس کرد و پرسید: "هنوز کسی می خواهد؟"

بار دیگر دستها همه بالا رفتند. او ادامه داد: "خوب، حالا چطور؟"، اسکناس را بروی زمین انداخت و با کفشهایش شروع به ساییدن اسکناس کرد. در حالی که کاملاً مچاله و کثیف شده بود آن را برداشت و پرسید: "آیا هنوز کسی این را می خواهد؟"

دوباره همه دستها بالا رفتند، ادامه داد، "دوستان، همگی شما امروز درس ارزشمندی را آموختید. من هر کاری با پول کردم باز شما خواهان آن بودید چون بهایش کم نشد و هنوز همان 500 روپیه می ارزید. خیلی اوقات در زندگی به خاطر تصمیماتی که میگیریم و شرایطی که در مسیرمان ایجاد می شود می افتیم، مچاله می شویم و روی کثیفی زمین می خوریم و آنگاه احساس می کنیم که دیگر ارزشی نداریم. اما هیچ اهمیتی ندارد که چه اتفاقی افتاده و یا خواهد افتاد، شما هرگز ارزشتان را از دست نخواهید داد."

شما خاص هستید، هیچگاه اجازه ندهید ناامیدی های گذشته بر آرزوهای آینده تان سایه بیفکند.

        "ارزش، فقط زمانی یک ارزش است که بهایش قدر دانسته شود"


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ | 9:27 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

ای کاش ...

کاش توی زندگی هم مثل فوتبال ،

وقتی زمین می‌خوردی و از درد به خودت می‌پیچیدی
یه داور می‌اومد از آدم می‌پرسید:

می‌تونی ادامه بدی ؟!

تو هم میگفتی نه ، باید برم بیرون...


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا ، پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ | 9:21 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
                                 دلم خواست چیست؟

   قطعی ترین ومنطقی ترین دلیل برای کاری که درآن گند زده ایم

بعضی وقتها که کارها را نمی توانیم درست انجام دهیم و در برابر انتقادات و پیشنهادات دوستان و همکاران جوابی نداریم وبر تصمیم نادرست خود پافشاری و اصرار میکنیم ازعبارت بالا استفاده می کنیم .

 

رویاهایتان را در دستان کسانی قرار ندهید

که توانایی نابود کردنشان را دارند.


اگـر مـی خواهـی در جامـعه مـوفق باشـی بایـد اجـازه بدهـی افـرادی کـه

هیـچ نمی داننـد خیـلی چیـزهایی را کـه می دانـی بـه تـو یـاد بدهـند !


آلبــــر کامــــــــو



موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا ، پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 22:49 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

المپياد علمي دانش آموزان كلاس پنجم


المپياد كلاس پنجم

جهت دانلود و دريافت سوالات آزمون همين جا كليك كنيد

جهت دريافت پاسخ نامه همين جا كليك كنيد 


موضوعات مرتبط: سوالات امتحانی کلاس پنجم

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 22:33 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
حیوانات عزیز

      

باغ وحش مملو از جمعیت بود ، از بلندگوی باغ وحش این جمله شنیده شد:
"بازدیدکنندگان گرامی از دادن هر گونه غذا و خوراکی به حیوانات خودداری فرمایید"
بعد از مدتی مجددا از بلند گو اعلام شد .
"بازدیدکننده گرامی از شما خواهش کردیم که از تغذیه حیوانات خودداری فرمایید". 
این هشدارها با لحن های مختلف چندین بار تکرار شد ، آخرین هشدار بلندگو این بود.

"حیوانات عزیز خواهشمندیم از آدمها غذا نگیرید"

دیگر هشداری در این زمینه شنیده نشد!!!

 


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا ، پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 22:29 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
 برای دانش آموزان عزیز کلاس پنجم        
دانلود سوالات درس به درس جغرافیای پنجم ابتدایی

دانلود سوالات درس به درس تاریخ کلاس پنجم ابتدایی


دانلود سوالات درس به درس مدنی کلاس پنجم ابتدایی

نکات کلیدی ریاضی پنجم


موضوعات مرتبط: سوالات امتحانی کلاس پنجم

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 22:24 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
  فقط مادر

 


گفت : من مادرت هستم ،
که بهشت در دستان من بود !
گفتم : پس چرا الان زیر پای توست ؟
گفت : آن را زمین گذاشتم ...
تا تو را در آغوش بگیرم ... !  

بوی بهشت می دهد دست دعای مادرم

قدردان مادرتان باشید

موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا ، پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 22:18 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

داستان مار و چوپان


چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورجین گذاشته و به راه افتاد .
چند قدمی که گذشت مار از خورجین بیرون آمده و گفت :
به گردنت بزنم یا به لبت ؟
چوپان گفت : آیا سزای خوبی این است ؟
مار گفت : سزای خوبی بدی است ...
و قرار شد تا از کسی سوال بکنند ، به روباهی رسیدند و از او پرسیدند .
روباه گفت :
من تا صورت واقعه را نبینم نمی توانم حکم کنم , برگشته و مار را درون بوته های آتش انداختند مار به استمداد برآمد و روباه گفت :
بمان تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود ...



موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 0:3 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
نقدی بر داوری جشنواره ی جابر بن حیان 


لازمه قضاوت، شكیبایی به هنگام شنیدن، اندیشیدن به هنگام گفتن،

بینش به هنگام رسیدگی و بی طرفی به هنگام قضاوت است.


                                                                                                            سقراط

                            خوب شد که من اونجا نبودم

خدا را شکر که آسمان، زمین‌گیرمان کرد و در محاصره برف ماندیم و نتوانستیم بیاییم و نیامدیم… با خودم می‌اندیشم که اگر من هم در آن سالن کذایی بودم و عکس‌العمل‌ها را می‌دیدم و می‌شنیدم، چه می‌کردم؟! چه می‌توانستم بکنم؟! پاسخی که جز «هیچ» نمی‌توانم به خودم بدهم، خدا را شکر می‌کنم که نبودم ….

به خدا که این گونه برخورد در شان و شئون آموزش و پرورش ما نیست…

به خدا که اولیا، دانش آموزان، آنهایی که به عشق شان کار می‌کنیم و دغدغه‌ شان را داریم، خیلی راحت‌تر و بی‌بغض‌تر داوری می کنند

به خدا که این حب و بغض‌ها قشنگ نیستند….

چرا ما نمی‌توانیم مثل تمام جشنواره‌های تمام شهرهای دیگر ارزیابی و انتقاد سازنده و اساسی‌مان را بکنیم و بگذاریم که سطح فکری مان ارتقا پیدا کند و در سراشیبی تمسخر و هزار اما و اگر و.... نیفتیم .

به خدا که ما، لااقل خودمان، نباید با خودمان چنین رفتاری بکنیم… آخر فکر نمی‌کنید که مردم چه می گویند؟ دانش آموزان را می‌گویم…

ولی دریغا از امسال…

دوستان و همکاران، به نظرتان بد نشد که نظرات دیگران را حرمت ننهادید و نقد و استهزا را اشتباه گرفتید و به جای تفکر و تلاش بر رفع مشکلات خودتان و خودمان، انگشت بر ایراد دیگران فشردید و در این راه، حتی از مردود شمردن نظر دیگر همکاران نیز دریغ نورزیدید؟!… به نظرتان کارتان بد نبود؟ ناجور نشد؟! اولیا و دانش اموزان چه گفتند؟ چه می‌گویند؟…

بگذریم که گذشت…

                                          مبارکتان باشد ؟؟؟



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ | 16:59 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.