تاريخ : سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۱ | 13:51 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

(( روز بهشت زمین ))

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

روزی که مردم بفهمند:
هیچ چیز عیب نیست ،جز قضاوت و مسخره کردن دیگران!
هیچ چیز گناه نیست، جز حق الناس!
هیچ چیز ثواب نیست، جز خدمت به دیگران!
هیچ کس اسطوره نیست، الا در مهربانی و انسانیت!
هیچ دینی، با ارزشتر از انسانیت نیست!
هیچ چیز جاودانه نمی ماند، جز عشق!
هیچ چیز ماندگار نیست، جز خوبی و بدی
هیچ سعادتی بالاتر از آگاهی نیست!
هیچ دشمنی خطرناکتر از جهل نیست!
و همه چیز زیباست جز صفات زشت!
زمین تبدیل می شود به بهشتی سراسر عشق و مهربانی....!!!
به امید آن روز...


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا ، پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 6:48 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  پاورپوینت تمام دروس علوم ششم 


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


درس اول : زنگ علوم



درس دوم : سر گذشت دفتر من

درس سوم : کارخانه ی کاغذ سازی

 

درس چهارم : سفر به اعماق زمین

درس پنجم : زمین پویا

درس ششم : ورزش و نیرو ( 1 )

درس هفتم : ورزش و نیرو ( 2 )

درس هشتم : می خواهم بسازم

درس نهم : سفر انرژی

درس دهم : خیلی کوچک ، خیلی بزرگ

درس یازدهم : شگفتی های برگ

درس دوازدهم : جنگل برای کیست ؟

درس سیزدهم : سالم بمانیم

درس چهاردهم : از گذشته تا آینده

 


موضوعات مرتبط: نمونه سوالات کلاس ششم ابتدایی

تاريخ : پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:2 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
لم

 

صبح یک روز سرد پاییزی
روزی از روزهای اول سال
بچه ها در کلاس جنگل سبز
جمع بودند دور هم خوشحال

بچه ها غرق گفتگو بودند
بازهم در کلاس غوغا بود
هریکی برگ کوچکی در دست! 
باز انگار زنگ انشا بود

تا معلم ز گرد راه رسید 
گفت با چهره ای پر از خنده
باز موضوع تازه ای داریم 
آرزوی شما در آینده

شبنم از روی برگ گل برخاست 
گفت می خواهم آفتاب شوم
ذره ذره به آسمان بروم 
ابر باشم دوباره آب شوم

دانه آرام بر زمین غلتید 
رفت و انشای کوچکش را خواند
گفت باغی بزرگ خواهم شد
تا ابد سبز سبز خواهم ماند

غنچه هم گفت گرچه دل تنگم 
مثل لبخند باز خواهم شد
با نسیم بهار و بلبل باغ 
گرم راز و نیاز خواهم شد

جوجه گنجشک گفت می خواهم 
فارغ از سنگ بچه ها باشم
روی هر شاخه جیک جیک کنم
در دل آسمان رها باشم

جوجه کوچک پرستو گفت:
کاش با باد رهسپار شوم
تا افق های دور کوچ کنم
باز پیغمبر بهار شوم

زنگ تفریح را که زنجره زد 
باز هم در کلاس غوغا شد
هر یک از بچه ها بسویی رفت
و معلم دوباره تنها شد

با خودش زیر لب چنین می گفت: 
آرزوهایتان چه رنگین است
کاش روزی به کام خود برسید! 
بچه ها آرزوی من این ست

قیصر امین پور

 



تاريخ : چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 10:51 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

مجموعه سوالات علوم پنجم درس به درس

بیش از 150 سوال از کل کتاب

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

برای دریافت سوالات روی تصویر زیر کلیک کنید:
                  
     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

2012121913401869_01



تاريخ : سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 7:45 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

 آزمون زیاضی ششم ابتدایی ( فصل 1 و  2 )  

طراح : عبداله وارسته

 

برای دانلود روی تصویر زیر کلیک کنید:

 


نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود.اکران فیلم شروع شد،شروع فیلم سقف یک اتاق دو دقیقه بعد
همچنان سقف اتاق, سه, چهار, پنج, ...,هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق! صدای همه در آمد.
اغلب حاضران سینما را ترک کردند, ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین و به جانباز قطع نخاع خوابیده
روی تخت رسید.
زیرنویس:
این تنها ۸ دقیقه از {زندگی }این جانباز بود و شما طاقت نداشتید...
 

آزمون زیاضی ششم ابتدایی ( فصل 3 و 4 و 5 )  

طراح : عبداله وارسته

 

برای دانلود روی تصویر زیر کلیک کنید:

 

 
 
 

 آزمون زیاضی ششم ابتدایی ( فصل 7 , 8 )  

طراح : عبداله وارسته

 

برای دانلود روی تصویر زیر کلیک کنید:

 

 
 


تاريخ : یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 7:49 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
 این است مردانگی 

   

او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشکیل داده بودند. روزى با هم نشسته بودند و گپ مى زدند. 
در حین صحبتهاشان گفتند: چرا ما همیشه با فقرا و آدمهایى معمولى سر و کار داریم و قوت لایموت آنها را از چنگشان بیرون مى آوریم؟! بیائید این بار خود را به خزانه سلطان بزنیم که تا آخر عمر برایمان بس باشد!!!!!!

البته دسترسى به خزانه سلطان هم کار آسانى نبود. آنها تمامى راهها و احتمالات ممکن را بررسى کردند، این کار مدتى فکر و ذکر آنها را مشغول کرده بود،تا سرانجام بهترین راه ممکن را پیدا کردند و خود را به خزانه رسانیدند.

ادامه ی داستان را در ادامه ی مطلب بخوانید :



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 7:42 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

(( شخصیّت شناسی با انگشتان دست ))

 

 
 
 
اول شماره ی انگشت را انتخاب کنید
 
و بعد از ان برای مشاهده ی نوع شخصیّت به ادامه ی مطلب بروید

موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 7:18 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  زنگ انشا (( چگونه دانش آموزان انشا نویسی داشته باشیم ))  

          

برای دریافت مطلب روی تصویر زیر کلیک کنید :


موضوعات مرتبط: سوالات امتحانی کلاس پنجم ، نمونه سوالات کلاس دوم ابتدایی ، نمونه سوالات کلاس ششم ابتدایی ، پایه ی چهارم ابتدایی ، نمونه سوالات کلاس اول ابتدایی ، نمونه سوالات کلاس سوم اتدایی

تاريخ : جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 21:17 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  داستان زیبای بزرگی  

          

پسر ده ساله ای وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست.خدمتکار برای سفارش گرفتن به سراغش رفت. پسر پرسید : بستنی شکلاتی چند است؟خدمتکار گفت 50 سنت ، پسرک پول خردهایش را شمرد و بعد پرسید بستنی معمولی چند است؟ خدمتکار با توجه به اینکه تمام میزها پر شده بود و عده ای نیز بیرون کافی شاپ منتظر بودند با بی حوصلگی گفت 25 سنت .پسر گفت برای من بستنی معمولی بیاورید.خدمتکار یک بستنی آورد و صورتحساب را به پسرک داد و رفت.

پسر بستنی را تمام کرد و صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوق پرداخت کرد و رفت .هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت گریه اش گرفت ؛پسر بچه در روی میز در کنار بشقاب خالی 15 سنت انعام گذاشته بود در صورتیکه میتوانست یک بستنی شکلاتی بخرد!!

آری شکسپیر زیبا میگوید:

بعضی بزرگ زاده شده اند ؛

بعضی بزرگی را بدست می آورند ؛

و بعضی بزرگی را بی آنکه بخواهند دارند ...


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 21:7 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  پاورپوینت (( دانستنی های علوم پنجم ))  

          

برای دریافت مطلب روی تصویر زیر کلیک کنید :

 



موضوعات مرتبط: سوالات امتحانی کلاس پنجم

تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ | 22:49 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 22:51 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

"دوازده ویژگی سخن خوب از دیدگاه قرآن کریم "

1-آگاهانه باشد ( لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ)
2- نرم باشد (قَوْلاً لَّيِّناً)، زبانمان تیغ نداشته باشد.
3- حرفی که میزنیم خودمان هم عمل کنیم (لِمَ تَقُولُونَ مِالا تَفْعَلُونَ)
4- منصفانه باشد ( وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا)
5- حرفمان مستند باشد (قَوْلًا سَدِيدًا) منطقی حرف بزنیم.
6- ساده حرف بزنیم (قَوْلاً مَّیْسُورًا) پیچیده حرف زدن هنر نیست. روان حرف بزنیم.
7- کلام رسا باشد (قَوْلاً بَلِیغًا)
8- زیبا باشد (قولوللناس حسنا)
9- بهترین کلمات را انتخاب کنیم (یَقُولُ الَّتی هِیَ اَحْسَن)
10- حرف هامان روح معرفت و جوانمردی داشته باشد (و قولوا لهم قولا معروفا)
11- همدیگر را با القاب خوب صدا بزنیم (قولاً كريماً)
12-کمک کنیم تا در جامعه حرفهای پاک باب شود (هدو الی الطیب من القول)


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 7:50 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  فصل اول کتاب ریاضی پنجم ابتدایی ( جدید التالیف 95 - 94)  

          

برای دریافت مطلب روی تصویر زیر کلیک کنید :


موضوعات مرتبط: سوالات امتحانی کلاس پنجم

تاريخ : یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۴ | 7:48 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  فصل دوم کتاب ریاضی پنجم ابتدایی ( جدید التالیف 95 - 94)  

          

برای دریافت مطلب روی تصویر زیر کلیک کنید :


موضوعات مرتبط: سوالات امتحانی کلاس پنجم

تاريخ : یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۴ | 7:44 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

 جزوه ی درس به درس سوالات جغرافی کلاس پنجم (شماره 2 )  

          

برای دریافت سوالات روی تصویر زیر کلیک کنید :

 

 


موضوعات مرتبط: سوالات امتحانی کلاس پنجم

تاريخ : سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ | 23:42 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

 جزوه ی درس به درس سوالات جغرافی کلاس پنجم (شماره 1 )  

          

برای دریافت سوالات روی تصویر زیر کلیک کنید :


موضوعات مرتبط: سوالات امتحانی کلاس پنجم

تاريخ : سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ | 23:38 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  پاورپوینت (( روش های تدریس فعال ))  

        

برای دریافت مطلب روی تصویر زیر کلیک کنید :

Primary school class.jpg


موضوعات مرتبط: سوالات امتحانی کلاس پنجم ، نمونه سوالات کلاس دوم ابتدایی ، پاورپوینت بسیار زیبا ، نمونه سوالات کلاس ششم ابتدایی ، نمونه سوالات کلاس اول ابتدایی ، نمونه سوالات کلاس سوم اتدایی

تاريخ : یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ | 15:50 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
تاريخ : چهارشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۴ | 20:56 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  پاوپوینت (( ریاضیات در زندگی ))  

          

برای دریافت مطلب روی تصویر زیر کلیک کنید :


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا

تاريخ : سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۴ | 21:25 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  (( داستان زیبای مرد و مرگ ))  

یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ...
مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد ...مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست.

طبق لیست من الان نوبت توئه ...اون مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره ...توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ...

مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت ...مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست و منتظر شد تا مرگ بیدار شه ...

مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت!بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم!


نتیجه اخلاقی : در همه حال منصفانه رفتار کنیم و بی جهت تلاش مذبوحانه نکنیم !


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۴ | 21:11 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  پاورپوینت (( شما دو انتخاب دارید ))  

          

برای دریافت مطلب روی تصویر زیر کلیک کنید :


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا ، پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 8:11 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

 چندین نمونه سوال از تمام دروس پایه چهارم ابتدایی 

         

برای دریافت سوالات روی تصویر زیر کلیک کنید:

2012121913401869_01


موضوعات مرتبط: پایه ی چهارم ابتدایی

تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 7:59 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

استاد زیرک و دانشجوهایش

چهاردانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به سفر رفتند و با دوستان خود در شهر دیگرحسابی به خوشگذرانی پرداختند.
اما وقتی به شهر خود بازگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و
از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.»…..استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند….آنها به اولین مسأله نگاه کردند که ۵ نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند…..سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال ۹۵ امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود:

” کدام لاستیک پنچر شده بود ؟”
” کدام لاستیک پنچر شده بود ؟”


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 7:42 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

داستان کوتاه حکمت

روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد.

شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و بسرعت

به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند.
عارف به حضور شاه شرفیاب شد.
شاه ضمن تشکر از او
خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده

او تاثیر گذار شود.


استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: "بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آنها سپری کن."
شاهزاده با تمسخر گفت: " من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم! "
عارف اولین عروسک را برداشته و تکه نخی را از یکی از گوشهای آن عبور داد که بلافاصله از گوش دیگر خارج شد.
سپس دومین عروسک را برداشته و اینبار تکه نخ از گوش عروسک داخل و از دهانش خارج شد.
او سومین عروسک را امتحان نمود.تکه نخ در حالی که در گوش عروسک پیش میرفت، از هیچیک از دو عضو یادشده خارج نشد.
استاد بلافاصله گفت : " جناب شاهزاده، اینان همگی دوستانت هستند، اولی که اصلا به حرفهایت توجهی نداشته، دومی هرسخنی را که از تو شنیده، همه جا بازگو خواهد کرد و سومی دوستی است که همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته "
شاهزاده فریاد شادی سر داده و گفت: " پس بهترین دوستم همین نوع سومی است و منهم او را مشاور امورات کشورداری خواهم نمود. "

ادامه ی داستان را در ادامه ی مطلب بخوانید :


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 7:39 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

(( داستان زیبای آرامش ))

پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را به تصویر بکشد.نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلو ها ، تصاویری بودند از خورشید به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در چمن می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد. ...


اولی ، تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید، و اگر دقیق نگاه می کردند، در گوشه ی چپ دریاچه، خانه ی کوچکی قرار داشت، پنجره اش باز بود، دود از دودکش آن بر می خواست، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد. اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود، و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیل آسا بودند. این تابلو با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هیچ هماهنگی نداشت.اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد، در بریدگی صخره ای شوم، جوجه پرنده ای را می دید.آنجا، در میان غرش وحشیانه ی طوفان ، جوجه گنجشکی ، آرام نشسته بود.پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ی جایزه ی بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :آرامش چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل و بدون کار سخت یافت شود ، بلکه معنای حقیقی آرامش این است که هنگامیکه شرایط سختی بر ما می گذرد آرامش در قلب ما حفظ شود .


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 7:32 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  پاوپوینت ریبای (( لیوان را زمین بگذار ))  

         

 

برای دریاقت مطلب روی تصویر زیر کلیک کنید :


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا ، روان شناسی کودکان و نوجوانان ، پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 22:49 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  پاورپوینت (( بیش فعالی در کودکان ))  

           

برای دریافت مطلب روی تصویر زیر کلیک کنید :


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا ، روان شناسی کودکان و نوجوانان

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 22:42 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

  پاورپوینت (( انواع ارزشیابی  ))  

          

 برای دریافت مطلب روی تصویر زیر کلیک کنید:


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 22:33 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

 داستان حضرت نوح  

 

روزی حضرت داوود از یك آبادی میگذشت. پیرزنی را دید بر سر قبری زجه زنان. نالان و گریان. پرسید: مادر چرا گریه می كنی؟
پیرزن گفت: فرزندم در این سن كم از دنیا رفت.
داوود گفت: مگر چند سال عمر كرد؟ پیرزن جواب داد:350 سال!!
داوود گفت: مادر ناراحت نباش. پیرزن گفت: چرا؟
پیامبر فرمود: بعد از ما گروهی بدنیا می آیند كه بیش از صد سال عمر نمیكنند.
پیرزن حالش دگرگون شد و از داوود پرسید: آنها برای خودشان خانه هم میسازند، آیا وقت خانه درست كردن دارند؟
حضرت داوود فرمود: بله آنها در این فرصت كم با هم در خانه سازی رقابت میكنند.
پیرزن تعجب كرد و گفت: اگر جای آنها بودم تمام صد سال را به سجده خدا میپرداختم.
برچرخ فلک مناز که کمر شکن است
بررنگ لباس مناز ک آخر کفن است.
مغرور مشو که زندگی چند روزاست.
در زیرزمین شاه و گدا یک رقم است


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 22:10 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.