تاريخ : سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 | 13:51 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
 
 
 
شناسنامه حضرت امام صادق (ع)

سم : جعفر
لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر
كنیه : ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی
نام پدر : حضرت امام محمد باقر (ع)
نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابی بكر
زمان تولد : هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری
محل تولد : مدینه منوره
عمر شریفش : 65 سال
مدت امامت : 34 سال
زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجری
قاتل : منصور دوانیقی بوسیله زهر
محل دفن : قبرستان بقیع
زنان معروف حضرت : حمیده دختر صاعد مغربی ،
فاطمه دختر حسین بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب(ع)
فرزندان پسر :
موسی (ع) - اسماعیل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس - علی
فرزندان دختر : ام فروه - فاطمه - اسما
نقش روی انگشتر حضرت : ماشاء الله، لا قوة إلا بالله ، أستغفرالله .
روز زیارت ایشان : روزهای سه شنبه می باشد .

رخسار حضرت :
بیشتر شمایل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (ع) بود . جز آنكه كمی لاغرتر و بلند تر بودند.
مردی میانه بالا ، سفید روی ، پیچیده موی و پیوسته صورتشان چون آفتاب می درخشید.
درجوانی موهای سرشان سیاه و درپیری سفیدی موی سرشان بر وقار وهیبتشان افزوده بود.
بینی اش كشیده و وسط آن اندكی برآمده بود وبر گونه راستش خال سیاه رنگی داشت .
ریش مبارك آن جناب نه زیاد پرپشت و نه زیاد كم پشت بود .
دندانهایش درشت و سفید بود ومیان دو دندان پیشین آن گرامی فاصله وجود داشت .
بسیار لبخند می زد و چون نام پیامبر برده می شد رنگ از رخسارش تغییر می كرد .

قالَ امام صادق(علیه السلام):
مَنْ حَفِظَ مِنْ شیعَتِنا أرْبَعینَ حَدیثاً بَعَثَهُ اللهُ یَوْمَ الْقیامَهِ عالِماً فَقیهاً وَلَمْ یُعَذِّبْهُ.

امام صادق(علیه السلام):
هركس از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ كند ـ و به آن ها عمل نماید ـ ،
خداوند او را دانشمندى فقیه در قیامت محشور مى گرداند و عذاب نمى شود.
أمالى الصدوق: ص 253

موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد 1393 | 10:20 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
 
 
 
 
 

موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد 1393 | 10:16 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم که نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش، اما حرفش هیچوقت از یادم نمی رود، می گفت:

زندگی مثل یک کلاف کامواست، از دستت که در برود می شود کلاف سردر گم، گره می خورد، می پیچد به هم ، گره گره می شود، بعد باید صبوری کنی، گره را به وقتش با حوصله وا کنی، زیاد که کلنجار بروی ، گره کورتر می شود، یک جایی دیگر کاری نمی شود کرد، باید سر و ته کلاف را برید، یک گره ی ظریف کوچک زد، بعد آن گره را توی بافتنی یک جوری قایم کرد، محو کرد، یک جوری که معلوم نشود.

یادت باشد، گره های توی کلاف همان دلخوری های کوچک و بزرگند، همان کینه های چند ساله، باید یک جایی تمامش کرد، سر و تهش را برید، کلاف را می گویم، یک گره ی کوچک زد و ادامه داد.

زندگی به بندی بند است به نام حرمت که اگر آن بند پاره شود کار زندگی تمام است...


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا ، پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 | 23:12 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

داستان بسیار زیبا

ﻣﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﺳﺘﯿﻮ،ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺣﻀﻮﺭﯼ ﺷﻐﻠﯽ ، ﺑﻪ ﺷﺮﮐﺘﯽ ﺭﻓﺖ. ﻣﺪﯾﺮ ﺷﺮﮐﺖ ، ﯾﮏ ﻭﺭﻗﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﺍﺳﺘﯿﻮ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ، ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺪﻫﺪ .

ﺳﻮﺍﻝ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ :

ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻃﻮﻓﺎﻧﻰ ، ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻯ ﺧﻠﻮﺕ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﻰ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ، ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ، ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ، ﺍﯾﻦ ﭘﺎ ﻭ ﺁﻥ ﭘﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﺩ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﮐﻤﮏ ﻫﺴﺘﻨﺪ ...

ﯾﮑﻰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﭘﯿﺮ ﺯﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﮐﻤﮑﻰ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﻮﺩ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻏﺰﻝ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﻰ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ.
ﺩﻭﻣﯿﻦ ﻧﻔﺮ، ﺻﻤﯿﻤﻰ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺘﻰ ﯾﮏ ﺑﺎﺭﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﻡ، ﻋﺸﻖ ﺷﻤﺎﺳﺖ!ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﺭﻭﯼ ﺷﻤﺎ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻟﻰ ﺩﺍﺭﺩ ...ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺭﺍ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﻰ ﮐﻨﯿﺪ؟ﭘﯿﺮﺯﻥ؟دوستتون؟عشقتون؟

ﺟﻮﺍﺑﻰ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﯿﻮ ﻧﻮﺷﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺻﺪﻫﺎ ﻣﺘﻘﺎﺿﻰ ، ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﺷﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﺁﯾﺪ .ﭘﺎﺳﺦ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ :ﻣﻦ ﺳﻮﺋﯿﭻ ﻣﺎﺷﯿﻨﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺻﻤﯿﻤﯽ ﺍﻡ ﺗﺎ ﭘﯿﺮ ﺯﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﻋﺸﻘﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﺴﺘﮕاه منتظرمیمانم شایداتوبوس آمد!


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 | 7:22 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
تاريخ : جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 | 17:34 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

پست سفارشی 
فرستنده : معلم یعنی سوختن و ساختن

گیرنده :تــــو

▬▬▬▬▬▬▬▬▬۩۞۩▬▬▬▬▬▬▬▬▬  


وب سایت معلم یعنی سوختن و ساختن این گل ها را به همراه دنیا دنیا آرزوی خوب

 

به شما تقدیم می کند .. به امید دیدار


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا

تاريخ : جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 | 9:51 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
تاريخ : جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 | 9:48 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
تاريخ : جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 | 0:43 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
تاريخ : پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 | 11:35 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
تاريخ : پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 | 11:32 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

بهترین آدم های زندگی شما آن هایی هستند که

چای تان پیش هم یخ کرده است.


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا ، پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 | 10:36 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید

و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را مشاهده بفرمائید …

1- دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می‌کنید؟
آبی تیره ، شفاف ، سبز، گل‌آلود

۲- کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟
دایره ، مربع یا مثلث

۳- فرض کنید در راهرویی راه می‌روید. دو در می‌بینید. یکی در ۵ قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو. هر دو در باز هستند. کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر می‌دارید؟
بله ، خیر

۴- رنگهای زیر را به ترتیب اولویتی که برایتان دارند بگویید ؟
قرمز،  آبی، سبز، سیاه و سفید

۵- دوست دارید در کدام قسمت کوه باشید؟

6- در ذهنتان اسب چه رنگی است؟
قهوه‌ای، سیاه  یا سفید

7- توفانی در راه است. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟
یک اسب یا یک خانه


 برای مشاهده پاسخ ها به ادامه مطلب مراجعه نمایید.


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا ، پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 | 10:35 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

پاور پوینت تاثیر امید در زندگی

 

   

 

برای دریافت مطلب روی تصویر زیر کلیک کنید

 
 
مسجد جامع قزوین


تاريخ : جمعه دهم مرداد 1393 | 20:24 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
تاريخ : جمعه دهم مرداد 1393 | 1:43 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |


تاريخ : جمعه دهم مرداد 1393 | 1:41 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
 
 
حکیم را گفتند : علم بهتر است یا ثروت ؟!

حکیم بی درنگ شمشیر از میان بیرون آورد و مانند جومونگ مرید بخت برگشته را به سه پاره ی نامساوی تقسیم نمود و گفت :

سالهاست که هیچ خری بین دو راهی علم و ثروت گیر نمیکند !!!

مریدان در حالی که انگشت به دندان گرفته و لرزشی وجودشان را فرا گرفت گفتند ای حکیم ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم .

حکیم گفت :در عنفوان جوانی مرا دوستی بود که با هم به مکتب می رفتیم ،
دوستم ترک تحصیل کرد من معلم مکتب شدم...

حالا او پورشه دارد ، من پوشه...
او اوراق مشارکت دارد، و من اوراق امتحانی...

او عینک آفتابی من عینک ته استکانی...
او بیمه زندگانی ، من بیمه خدمات درمانی ...

او سکه و ارز ، من سکته و قرض . . .

سخن حکیم چون بدین جا رسید مریدان نعره ای جانسوز برداشته و راهی کلاسهای آموزش اختلاس گشتندی .

موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : جمعه دهم مرداد 1393 | 1:37 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

تست روان شناسی

   

 

فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش می‌آید.

۱- تلفن زنگ میزنه

۲- بچه تان گریه میکنه

۳-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه

۴- لباس ها را بیرون روی طناب پین کرده اید و بارون میگیره

۵- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه

خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدام کارها را با چه اولویتی انجام می‌دهید؟

یعنی از شماره ی ۱ تا ۵ رو با چه اولویتی انجام می‌دهید؟ 

پاسخ های شما به ترتیب نشان دهنده این است که به کدام اولویت در زندگی تان بیشتر توجه دارید.

   

برای دیدن پاسخ ها لطفا به ادامه ی مطلب بروید


موضوعات مرتبط: روان شناسی کودکان و نوجوانان

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه دهم مرداد 1393 | 1:24 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

جملات بسیار زیبا

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : چهارشنبه هشتم مرداد 1393 | 23:59 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
 
 
دست بالای دست زیاد ...! (قابل توجه افراد مغرور)

موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : چهارشنبه هشتم مرداد 1393 | 23:42 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

عنوان: عادت های افراد شاد

 

"افراد شاد" عادت‌هایی دارند که شما هم می‌توانید آنها را وارد زندگی‌تان کنید. افراد شاد و خوشحال، تمایلات و گرایشات خاصی دارند که آنها را در جستجوی معنا و مفهوم زندگی یاری کرده و در طول این مسیر به آنها انگیزه می‌دهد.

اطرافشان را با افراد شاد پر می‌کنند

شادی و لذت مُسری است. محققان دریافته‌اند که آنهایی که اطراف خود را با افراد شاد و سرزنده پر می‌کنند، احتمال بیشتری برای شاد شدن در آینده دارند. این به تنهایی می‌تواند دلیل خوبی باشد که با افراد سرحال و شاد رفت‌وآمد کنید.

فقط وقتی لبخند می‌زنند که از ته دل باشد

طبق تحقیقات، حتی اگر واقعاً احساس شادی نکنید، ایجاد یک فکر شاد -- و بعد لبخند زدن بخاطر آن -- می‌تواند سطح شادی شما را بالا برده و بازده کاری‌تان را افزایش دهد. خیلی مهم است که لبخندتان از ته دل باشد: این تحقیق نشان داده است که لبخند مصنوعی وقتی افکار منفی در ذهنتان است می‌تواند روحیه‌تان را حتی بدتر هم بکند.

قابلیت انعطاف دارند

براساس تحقیقات پیتر کرامر، قابلیت انعطاف است که متضاد افسردگی است نه شادی. او می‌گوید افراد شاد می‌دانند چطور باید بعد از شکست به وضعیت قبلی خود برگردند. قابلیت انعطاف راهکاری است که انسان‌ها می‌توانند در مواجهه با سختی‌ها زندگی از آن استفاده کنند.

برای شاد بودن تلاش می‌کنند

بله، دقیقاً به همین سادگی: براساس دو تحقیقی که به تازگی انجام گرفته است، فقط تلاش کردن برای شاد بودن می‌تواند سلامت احساسی شما را تقویت کند. تحقیقات نشان داده است که آنهایی که فعالانه تلاش می‌کنند احساس شادی بیشتری کنند، بالاترین سطح روحیه مثبت را داشته‌اند.

قدر اتفاقات خوب زندگی را می‌دانند

جشن گرفتن دستاورهای بزرگ و دشوار زندگی خیلی مهم است اما افراد شاد به پیروزی‌های کوچک خود نیز اهمیت می‌دهند. وقتی برای دیدن اتفاقات خوب و مثبتی که در زندگی‌مان می‌افتد وقت بگذاریم، یعنی پاداش‌های کوچک بسیار زیادی در طول روز به خودمان می‌دهیم. این می‌تواند تاثیری عالی بر روحیه‌مان داشته باشد. دقت کردن به اتفاقات خوب زندگی، حتی اگر به کوچکی عالی شدن طعم چای تان باشد، باعث می‌شود در پایان روز حس مفید بودن بیشتری کنید.

قدر لذت‌های کوچک زندگی را می‌دانند

خوردن یک بستنی قیفی شکلاتی، دیدن یک سگ مهربان و بازیگوش، افراد شاد برای استفاده از همه لذت‌های کوچک و ساده زندگی وقت می‌گذارند. پیدا کردن معنا در چیزهای کوچک و تمرین قدرشناسی از آنها به احساس شادی و رضایت عمومی از زندگی‌تان منجر خواهد شد.

زمانی از وقتشان را صرف اعمال بشردوستانه می‌کنند

بااینکه یک روز فقط ۲۴ ساعت دارد، اما افراد مثبت بخشی از زمان خود را صرف خوبی کردن به دیگران می‌کنند که در مقابل فوایدی نیز به خودشان می‌رسد. یک تحقیق که سالهای طولانی به طول انجامیده بود، فواید بشردوستی و نوع‌دوستی را بررسی کرده است. نتیجه این تحقیق نشان داده است که کارهای داوطلبانه هم برای سلامت جسمی و هم روحی بسیار مفید است. افراد در کلیه سنین که برای کارهای مختلف داوطلب می‌شدند شادتر بوده و از سلامت جسمی بهتر و افسردگی کمتری برخوردار بودند.

به خودشان اجازه می‌دهند که گذشت زمان را فراموش کنند

وقتی شدیداً درگیر کاری می‌شوید که هم دشوار و چالش‌انگیز است و هم معنادار و روحیه‌بخش، گذشت زمان را فراموش می‌کنید. افراد شاد به دنبال چنین حسی هستند که خودآگاهی‌شان را کمتر کرده و احساس موفقیتشان را بیشتر می‌کند. برای اینکه چنین حالتی اتفاق بیفتد، آن فعالیت باید به چشمتان داوطلبانه بیاید نه اجباری و همچنین باید اهدافی مشخص برای رسیدن به موفقیت در سر داشته باشید.

بحث‌های جدی را به غیبت‌کردن‌های جزئی ترجیح می‌دهند

برای اینکه احساس خوبی نسبت به زندگی پیدا کنید، باید گفتگوهای جزئی و پیش‌پاافتاده را کنار گذاشته و وارد گفتگوهای عمیق‌تر شوید.

یکی از پنج پشیمانی افراد رو به مرگ این است که «کاش جرات ابراز احساساتم را داشتم». بیشتر آدم‌ها افسوس می‌خورند که کاش کمتر درمورد موضوعات پیش‌پاافتاده‌ای مثل آب و هوا حرف می‌زنند و بیشتر درمورد آنچه در دلشان است صحبت به میان می‌آوردند.

برای دیگران پول خرج می‌کنند

شاید هم پول خوشبختی می‌آورد! در یک تحقیق مشخص شد که پول خرج کردن برای دیگران نسبت به پول خرج کردن برای خود، تاثیری مستقیم‌تر بر شادی افراد دارد.

شنوندگانی خوب هستند

وقتی گوش می‌دهید، توانایی خود برای دریافت دانش بیشتر را تقویت می‌کنید که دقیقاً متضاد زمانی است که با کلمات و افکار منحرف‌کننده خود، دنیا را مسدود می‌کنید. گوش دادن همچنین راهی برای نشان دادن احترام به دیگران و اعتماد به نفس است. علم و اعتماد به‌نفس دلیل این است که به خودتان اطمینان داشته و دیدی مثبت به خود دارید و درنتیجه انرژی مثبت از خود ساطع می‌کنید. خوب گوش دادن مهارتی است که روابط شما را تقویت کرده و تجربیاتی رضایت‌بخش‌تر برایتان فراهم می‌آورد.

ارتباطات میان‌فردی ایجاد می‌کنند

فرستادن یک پیام کوتاه به دوستان بسیار راحت است اما وقتی صحبت از سلامتی‌تان به میان می‌آید، گرفتن پرواز هواپیما و رفتن به شهری دیگر برای دیدن یک دوست کار سختی است. تحقیقات نشان داده است که تماس‌های انسانی و داشتن روابط شخصی با دوستان به کاهش احساس اضطراب کمک می‌کند.

به نیمه پر لیوان نگاه می‌کنند

خوشبینی فواید بسیار زیادی برای سلامتی دارد که از جمله آن می‌تواند به کاهش استرس، تحمل بهتر درد و طول عمر اشاره کرد. وقتی تصمیم می‌گیرید که نیمه پر لیوان را ببینید، سلامتی و شادی را هم انتخاب کرده‌اید.

سلیگمان بهترین خصوصیات افراد خوشبین را اینطور توصیف می‌کند:

«یکی از ویژگی‌های بارز افراد بدبین این است که آنها تمایل دارند که تصور کنند اتفاقات منفی و بد مدت زمان طولانی ادامه می‌یابند و این افراد همه کارهایی که انجام می‌دهند را دست‌کم گرفته و اشتباهات خود را پررنگ‌تر می‌بینند. از طرف دیگر افراد خوشبین که با همین روی نامهربان دنیا روبه‌رو هستند، از دیدی دقیقاً متضاد به بدشانسی نگاه می‌کنند. آنها باور دارند که شکست فقط یک مانع موقتی است و تقصیر آنها نیست. آنها تصور می‌کنند که بدشانسی، عوامل محیطی و افراد دیگر در ایجاد آن نقش داشته‌اند. این افراد وقتی با موقعیتی منفی و بد مواجه می‌شوند، آن را چالشی برای تلاش بیشتر می‌بینند.

ارزش موسیقی را می‌دانند

موسیقی قدرت بسیار زیادی دارد. درواقع آنقدر قوی است که می‌توانید تاثیری برابر با ماساژدرمانی برای کاهش اضطراب داشته باشد. محققان یک تحقیق دریافتند که علائم اضطراب در شرکت‌کنندگانی که به مدت سه ماه به موسیقی گوش می‌دادند، برابر با آنهایی بوده است که ماساژ ۱۰ ساعته طولانی می‌گرفتند. انتخاب آهنگ‌های مناسب نیز عامل مهمی است زیرا شاد یا غمگین بودن آهنگ هم می‌تواند نگرش شما نسبت به جهان تغییر ایجاد کند.

در استفاده از تکنولوژی وقفه می‌اندارند

مدیتیشن یا کشیدن چند نفس عمیق، جدا شدن از لوازم الکترونیکی و دوری از دنیای ماشینی امروز، مزایای بسیار زیادی برای شادتر کردنتان دارد. حرف زدن با موبایل می‌تواند فشارخونتان را افزایش داده و سطح استرستان را بالا ببرد و نشستن مداوم پشت صفحه کامپیوتر با افسردگی و خستگی مرتبط است. مطمئناً تکنولوژی دست از سر ما برنمی‌دارد اما وقفه انداختن در استفاده از آن می‌تواند به مغزتان فرصت شارژ شدن دوباره و ریکاوری بدهد.

به معنویت می‌پردازند

تحقیقات اعمال مذهبی و معنوی را با شادی در ارتباط می‌بینند. عادت‌های شاد بودن مثل ابراز قدرشناسی، محبت و نیکوکاری معمولاً در تمامی دستورات دینی و مذهبی عنوان شده‌اند. در یک تحقیق مشخص شد، بچه‌هایی که احساس می‌کردند زندگی‌شان معنا و مفهوم دارد (که توسط دستورات دینی در آنها ایجاد شده است) بسیار شادتر بوده‌اند.

معنویت چیزی ارائه می‌کند که جامعه‌شناس قرن بیستم، امیل دورخیم از آن به «زمان مقدس» تعبیر می‌کند. دکتر الن ایدلر در کتاب «فواید جسمی و روانی اعمال مذهبی/معنوی» می‌نویسد:

«زمان مقدس زمانی جدا از ساعاتی برای ما فراهم می‌آورد که بیشتر زندگیمان تجربه می‌کنیم. برای دور شدن از هرج و مرج و شلوغی زندگی روزانه، می‌توان زمانی به عبادت، نماز یا هر عمل معنوی دیگری که در فضایی خلوت و آرام صورت گیرد، اختصاص داد. داشتن زمانی برای استراحت از کار و مشغله‌های روزمره، به کاهش استرس که یکی از عوامل اصلی بیماری‌های مزمن است، کمک می‌کند.


موضوعات مرتبط: روان شناسی کودکان و نوجوانان ، پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : چهارشنبه هشتم مرداد 1393 | 23:40 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |


  لیوان را زمین بگذار

متن کامل:

 استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت.آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:

به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟شاگردان جواب دادند:50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم استاد گفت من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این است اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.استاد پرسید:خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟

یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد.حق با توست… حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود.عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. 

مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزنلیوان تغییرکرده است؟شاگردان جواب دادند: نه پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟

درعوض من چه باید بکنم؟ شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.

اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.

فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است.. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.  به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!

دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری.

زندگی همین است!


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : چهارشنبه هشتم مرداد 1393 | 23:30 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
 
 
تا که چشمم باز شد دیدم که یارم رفته است
ماه مهمانی تمام و مه‌نگارم رفته است
با گل این بوستان تازه انسی داشتم
گرم گل بودم که دیدم گلعذارم رفته است
عید سعید فطر مبارک


تاريخ : دوشنبه ششم مرداد 1393 | 21:34 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

یک دکلمه فوق العاده زیبای دیگه،خدایا مرا ببخش.

دعوت میکنم ضمن گوش دادن دانلود بفرمایید.

 


موضوعات مرتبط: پاورپوینت بسیار زیبا

تاريخ : دوشنبه ششم مرداد 1393 | 20:58 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

شاد کردن دیگران

 

   

 

 
 
در سمیناری به حضار گفته شد اسم خود را روی بادکنکی بنویسید.همه اینکارو انجام دادند و تمام بادکنک ها درون اتاقی دیگر قرار داده شد.

اعلام شد که هر کس بادکنک خود را ظرف 5 دقیقه پیدا کند.همه به سمت اتاق مذکور رفتند و با شتاب و هرج و مرج به دنبال بادکنک خود گشتند ولی هیچکس نتوانست بادکنک خود را پیدا کند.

دوباره اعلام شد که این بار هر کس بادکنکی که برمیدارد به صاحبش دهد.طولی نکشید که همه بادکنک خود را یافتند.

دوباره بلندگو به صدا درآمد که این کار دقیقاً زندگی ماست.وقتی تنها به دنبال شادی خودمان هستیم به شادی نخواهیم رسیددر حالی که شادی ما در شادی دیگران است، شما شادی را به دیگران هدیه دهید و شاهد آمدن شادی به سمت خود باشید...

 


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : دوشنبه سی ام تیر 1393 | 23:2 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
 
 
 
 

موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 | 22:47 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

آیا میدانید امیدوارم که 120 سال عمر کنی از کجا آمده؟


آیا می دانستید که گاهی به هم می رسیم و می گوییم 120 سال زنده باشی یعنی چه و از کجا آمده؟ برای چه نمی گوییم 100 یا 150 سال یا ...
در ایران قدیم، سال کبیسه را به این صورت محاسبه می کردند که به جای اینکه هر 4 سال یک روز اضافه کنند و آن سال را سال کبیسه بنامند (حتما همه می دانند که تقویم فعلی که بنام تقویم جلالی نامیده می شون حاصل زحمات خیام و سایر دانشمندان قرن پنجم هجری است) هر 120 سال، یک ماه را جشن می گرفتند و کل ایران این جشن برپا بود.
برای این که بعضی ها ممکن بود یک بار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این جشن ها را دوباره ببینند (و بعضی ها هم این جشن را نمی دیدند)
به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو برای یکدیگر خواستار بودند و هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده باشی که این جشن با شکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت زیبا در آمد که وقتی به هم می رسیدند بگویند 120 سال زنده باشی ...!

موضوعات مرتبط: داستان های آموزنده

تاريخ : شنبه بیست و هشتم تیر 1393 | 10:49 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

کوروش می گوید:

بودن با کسی که دوستش نداری

و نبودن با کسی که دوستش داری , همه اش رنج است..!

پس اگر همچون خود نیافتی ,

مثل خدا تنها باش..!


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، داستان های آموزنده

تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 | 21:44 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
 
 
به نخستین شب از شب‌هایی رسیدیم که گفته‌اند یکی از آنها شب قدر است؛ شبی که از هزار ماه بهتر و برتر است. گفته‌اند امشب دعا مستجاب می‌شود؛ از خدای بزرگ بخواهیم زندگی‌ای سالم نصیب‌مان کند؛ برای شفای بیماران دست به آسمان ببریم و آنها را که برای سربلندی این کشور و ملت تلاش می‌کنند از یاد نبریم.
امشب یاد سخن یکی از دوستان افتادم که می‌گفت: شب قدر برای «بیدار شدن» است و نه فقط بیدار ماندن. امید که لطف پروردگار شامل حال ما هم بشود و از آن گروه باشیم که این شب را آن‌گونه که باید درک کنیم و این بیدار شدن در گفتار، رفتار و پندارمان تجلی کند. انشاءالله.


تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 | 0:12 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |

اندیشه من

ﻋﻤﺮ ﻋﻘﺎﺏ 70 ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﺑﻪ 40 ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪ ﭼﻨﮕﺎﻝ ﻫﺎﯾﺶ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻩ ﻭﺍﻧﻌﻄﺎﻑ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻃﻌﻤﻪ ﺭﺍ ﺩﯾﮕﺮﻧﺪﺍﺭﺩ .. ﻧﻮﮎ ﺗﯿﺰﺵ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺧﻤﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﺷﻬﺒﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﮐﻬﻨﺴﺎﻝ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﮐﻠﻔﺘﯽ ﭘﺮ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﯿﭽﺴﺒﺪ ﻭﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﺷﻮﺍﺭﺍﺳﺖ .

ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻋﻘﺎﺏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻭﺭﺍﻫﯽ : ﺑﻤـﯿﺮﺩ ﯾـــــــﺎ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﻮﺩ. ﻭﻟﯽ ﭼﮕﻮﻧﻪ ؟؟

ﻋﻘﺎﺏ ﺑﻪ ﻗﻠﻪ ﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﻧﻮﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﻧﻘﺪﺭﺑﺮﺻﺨﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﯿﮑﻮﺑﺪ ﺗﺎ ﮐﻨﺪﻩ ﺷﻮﺩﻭﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ﺗﺎ ﻧﻮﮐﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﺮﻭﯾﺪ . ﺑﺎﻧﻮﮎ ﺟﺪﯾﺪ ﺗﮏ ﺗﮏ ﭼﻨﮕﺎﻝ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺯﺟﺎﯼ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺗﺎ ﭼﻨﮕﺎﻝ ﻧﻮ ﺩﺭﺁﯾﺪ . ﻭ ﺑﻌﺪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮐﻨﺪﻥ ﭘﺮﻫﺎﯼ ﮐﻬﻨﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ .

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﻧﺪ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ 150 ﺭﻭﺯ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﺪ ﻭﻟﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ 5 ﻣﺎﻩ ﻋﻘﺎﺏ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ 30 ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ .

ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ : ﺑﺮﺍﯼ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺮﺩ ¤ ﺩﺭﺩ ﮐﺸﯿﺪ ¤ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺬﺷﺖ ¤ ﻋﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺑﺪ ﺭﺍ ﻫﺮﺱ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪ ¤ ﯾـــــﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺮﺩ.


موضوعات مرتبط: پند و اندرزهای زیبا و خواندنی ، پایه ی چهارم ابتدایی

تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 | 7:39 | نویسنده : عبداله وارسته بادی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.